ثبت نام در آلپاری؛ راهنمای گامبهگام و احراز هویت
راهنمای کامل ثبت نام در آلپاری: مدارک لازم، چهار تصمیمی که باید پیش از ثبتنام بگیرید، مرا
ادامه مطلب ←
تفاوت بروکر بازارگردان با انتقالی: مسیر یک سفارش در هر مدل، تضاد منافع ساختاری، A-Book و B-Book، نشانههای تشخیص، محاسبه هزینه واقعی و افسانههایی که باید کنار گذاشت.
وقتی دکمه خرید را میزنید، دقیقاً چه اتفاقی میافتد؟ سفارش شما به بازار جهانی میرود، یا در همان کارگزار پردازش میشود؟
پاسخ این پرسش، مهمترین چیزی است که درباره کارگزارتان باید بدانید — و در عین حال چیزی که کمترین توجه را میگیرد. چون تعیین میکند آیا کارگزار شما از زیان شما سود میبرد یا نه.
این مقاله دو مدل اصلی کارگزاری را باز میکند: چطور کار میکنند، هرکدام چه مزیت و ریسکی دارند، چطور تشخیص دهید کارگزار شما کدام است، و مهمتر از همه — چرا پاسخ سادهای مانند «انتقالی خوب است، بازارگردان بد» نادرست است.
| معیار | بازارگردان (Market Maker) | انتقالی (STP / ECN) |
|---|---|---|
| طرف مقابل معامله | خود کارگزار | تأمینکننده نقدینگی بیرونی |
| منبع درآمد | اسپرد + زیان مشتریان | اسپرد + کمیسیون |
| تضاد منافع | وجود دارد | ساختاری وجود ندارد |
| اسپرد | معمولاً ثابتتر | شناور، گاهی نزدیک صفر |
| کمیسیون | معمولاً ندارد | معمولاً دارد |
| حداقل حجم | بسیار کم (میکرو لات) | معمولاً بالاتر |
| رفتار در زمان اخبار | ممکن است ریکوت شود | اسپرد بهشدت گسترده میشود |
| مناسب برای | سرمایه کم، تازهکار | حجم بالا، اسکالپر |
در این مدل، کارگزار سفارش شما را به بازار بیرونی منتقل نمیکند. خودش طرف مقابل معامله شماست.
یعنی وقتی شما یورو میخرید، کارگزار به شما یورو میفروشد. اگر قیمت بالا برود و شما سود کنید، آن سود از جیب کارگزار پرداخت میشود. اگر قیمت پایین برود و شما زیان کنید، آن زیان درآمد کارگزار است.
دلیل اصلی، مسئله حجم است.
بازار بینبانکی ارز با حجمهای بسیار بزرگ کار میکند. تأمینکنندگان نقدینگی معمولاً سفارشهای خیلی کوچک را نمیپذیرند یا برایشان صرفه اقتصادی ندارد.
معاملهگر خردی که میخواهد ۰٫۰۱ لات معامله کند، عملاً در بازار بینبانکی جایی ندارد. کارگزار بازارگردان این خلأ را پر میکند: او سفارشهای کوچک را در داخل پردازش میکند و در صورت لزوم، مجموع پوزیشن خالص خودش را در بازار پوشش میدهد.
یعنی بدون این مدل، بازار فارکس برای معاملهگر خرد عملاً در دسترس نبود. این نکته مهمی است که در بحثهای سادهانگارانه معمولاً نادیده گرفته میشود.
نکته فنی مهمی که کمتر توضیح داده میشود: کارگزار بازارگردان لزوماً روی هر معامله در سمت مخالف شما نیست.
در هر لحظه، بخشی از مشتریان خرید و بخشی فروش دارند. کارگزار اینها را در برابر هم پوشش داخلی (internalization) میدهد و فقط پوزیشن خالص باقیمانده را در معرض ریسک قرار میدهد یا در بازار پوشش میدهد.
یعنی در عمل، کارگزار بزرگ بازارگردان بیشتر شبیه یک اتاق تسویه است تا یک شرطبند. درآمد اصلیاش هم از اسپرد روی حجم بالاست، نه از زیان تکتک مشتریان.
در پوزیشن خالص. اگر اکثریت مشتریان در یک جهت باشند و آن جهت درست از آب دربیاید، کارگزار زیان میکند.
و اینجاست که تضاد منافع ساختاری شکل میگیرد: کارگزار انگیزه دارد که این ریسک را مدیریت کند — و روشهای مشروع مدیریت آن، پوشش در بازار است. اما روشهای نامشروع هم وجود دارد، و در نبود نظارت، هیچ بازدارندهای برای آنها نیست.
نکته کلیدی این مقاله همین است: مسئله «بازارگردانی» نیست — مسئله بازارگردانی بدون نظارت است.
در این مدل، کارگزار سفارش شما را به تأمینکنندگان نقدینگی بیرونی منتقل میکند: بانکها، صندوقها و مؤسسات مالی بزرگ.
درآمد کارگزار از دو محل است: مارکآپ روی اسپرد (افزودن مقدار کمی به اسپرد دریافتی از تأمینکننده) و کمیسیون ثابت به ازای هر لات.
در این مدل، سود یا زیان شما برای کارگزار تفاوتی ندارد. او در هر دو حالت کمیسیونش را میگیرد. بنابراین انگیزهاش این است که شما بیشتر و بیشتر معامله کنید — که خودش نوع دیگری از تضاد منافع است، هرچند خفیفتر.
در عمل، بسیاری از کارگزاران ترکیبی از این مدلها را به کار میبرند و مرزها آنقدرها که تبلیغات نشان میدهد شفاف نیست. تفاوت انواع حساب را در مقایسه حساب ECN و استاندارد باز کردهایم.
این مدل هم بیعیب نیست:
این بخش ارزش دقت دارد.
بسیاری از کارگزاران ادعا میکنند «صد درصد سفارشها به بازار منتقل میشود». اما این ادعا معمولاً قابل راستیآزمایی نیست — مگر در حوزههای نظارتی که انتشار گزارش کیفیت اجرا را الزامی کردهاند.
واقعیت صنعت این است که مدل ترکیبی (Hybrid) رایجترین حالت است: کارگزار سفارشهای کوچک را داخلی پردازش میکند و سفارشهای بزرگ یا مشتریان سودده مستمر را به بازار منتقل میکند.
این خودش لزوماً بد نیست — از نظر اقتصادی منطقی است. اما یعنی ادعاهای مطلق را باید با احتیاط خواند.
آنچه میتوانید بپرسید: «آیا سند سیاست اجرای سفارش (Order Execution Policy) در دسترس است؟» کارگزارانی که زیر نظارت جدی فعالیت میکنند، این سند را منتشر میکنند و در آن توضیح میدهند سفارشها چطور و کجا اجرا میشوند.
برای اینکه تفاوتها ملموس شوند، مسیر یک سفارش را در هر دو مدل دنبال میکنیم.
مدت کل: معمولاً کسری از ثانیه. اجرا تقریباً همیشه تضمینشده است، چون کارگزار خودش نقدینگی را فراهم میکند.
مدت کل: معمولاً چند دهم ثانیه، اما بیشتر از حالت قبل. و مهمتر: اجرا تضمینشده نیست — اگر در آن لحظه نقدینگی کافی نباشد، سفارش با قیمت متفاوتی اجرا میشود یا اصلاً اجرا نمیشود.
این توضیح فنی، یک نکته مهم را روشن میکند: لغزش قیمت در مدل انتقالی طبیعیتر است، نه کمتر.
معاملهگرانی که از حساب استاندارد به حساب انتقالی مهاجرت میکنند، گاهی تعجب میکنند که لغزش بیشتری تجربه میکنند. این نشانه بدی نیست — نشانه این است که به بازار واقعی متصل شدهاند، با همه بینظمیهایش.
در مدل بازارگردانی، کارگزار میتواند قیمت پایدارتری ارائه دهد چون خودش ریسک را میپذیرد. این یک مزیت واقعی است، بهویژه برای تازهکارها — اما هزینهاش تضاد منافع ساختاری است.

پاسخ صادقانه: با قطعیت نمیتوانید. اما چند نشانه غیرمستقیم وجود دارد.
در سامانههای نظارتی جدی، مدل کسبوکار ثبت میشود. برخی مجوزها صراحتاً «Dealing on own account» (معامله برای حساب خود، یعنی بازارگردانی) یا «Reception and transmission of orders» (دریافت و انتقال سفارش) را مشخص میکنند.
این قابلاعتمادترین نشانه است. روش استعلام را در راهنمای استعلام مجوز توضیح دادهایم.
مهمترین نشانه عملی. در اجرای سالم، لغزش قیمت دوطرفه است — گاهی به سود شما و گاهی به زیانتان.
اگر لغزش همیشه یکطرفه و به زیان شماست، این نشانه هشدار جدی است، مستقل از اینکه کارگزار چه مدلی ادعا میکند.
چطور بسنجید: چند ماه سوابق اجرای سفارشهایتان را نگه دارید و توزیع لغزش را بررسی کنید. این کار وقتگیر است اما تنها راه داشتن داده بهجای حدس.
در مدل انتقالی، اسپرد در لحظه انتشار اخبار مهم بهشدت گسترده میشود — چون نقدینگی واقعی برای لحظاتی از بین میرود.
اسپرد کاملاً ثابت در همه شرایط، نشانه پردازش داخلی است.
اگر پلتفرم عمق واقعی بازار (Depth of Market) را با حجمهای متغیر نشان میدهد، احتمال اتصال به تأمینکننده نقدینگی بیشتر است.
پیام «قیمت تغییر کرده، آیا با قیمت جدید موافقید؟» بیشتر مشخصه مدل بازارگردانی است. اگر این پیام مرتب و بهویژه در معاملات سودده ظاهر میشود، الگو معنادار است.
اگر اجرای حساب دمو بهطور محسوسی بهتر از حساب واقعی است، پرسش جدی وجود دارد. حساب دمو معمولاً همیشه شبیهسازی است، اما تفاوت فاحش، نشانهای است.
پاسخ به سبک معاملاتی شما بستگی دارد، نه به یک قاعده کلی.
مدل بازارگردانی معمولاً تنها گزینه عملی است، چون امکان معامله با حجم بسیار کم را میدهد. اگر با چند صد دلار شروع میکنید، حسابهای انتقالی با حداقل حجم بالاتر عملاً در دسترستان نیستند.
توصیه: این را بهعنوان واقعیت بپذیرید، اما اهرم را خودتان محدود کنید و سرمایهتان را متناسب با ریسک تنظیم کنید.
مدل انتقالی معمولاً مناسبتر است، به دو دلیل: نبود تضاد منافع ساختاری، و اسپرد پایینتر که در سبک پرتعداد تفاوت بزرگی ایجاد میکند.
در مدل بازارگردانی، معاملهگر سودده پرتعداد مستقیماً هزینه کارگزار است و همین او را در معرض بررسی بیشتر قرار میدهد.
توصیه: اگر این سبک را دارید، پیش از شروع کتباً تأیید بگیرید که اسکالپینگ طبق قرارداد مجاز است و آن پیام را نگه دارید.
مدل تأثیر کمتری بر شما دارد، چون تعداد معاملات کم است و اسپرد نقش کوچکی در هزینه کلتان بازی میکند.
هزینه اصلی شما سواپ شبانه است، نه اسپرد یا کمیسیون. جزئیات را در راهنمای سواپ آوردهایم.
مدل انتقالی با کمیسیون شفاف، معمولاً بهصرفهتر است. همچنین در حجم بالا، کیفیت اجرا و عمق نقدینگی اهمیت بیشتری پیدا میکند — چون سفارش بزرگ ممکن است در چند سطح قیمتی پر شود و اختلاف میان قیمت درخواستی و قیمت میانگین اجرا، معنادار شود.
دو نکته حیاتی. اول، حتماً کتباً تأیید بگیرید که استفاده از ربات مجاز است — برخی کارگزاران آن را در شرایط عمومی محدود میکنند اما تا زمانی که سودی در کار نباشد به آن استناد نمیکنند.
دوم، رباتی که در حساب استاندارد با اسپرد ثابت بهینه شده، ممکن است در حساب انتقالی با اسپرد شناور نتیجه کاملاً متفاوتی بدهد. پیش از انتقال، استراتژی را در محیط جدید آزمون مجدد کنید.
برای درک عمیقتر، ارزش دارد ببینیم هر مدل چه انگیزهای در کارگزار ایجاد میکند — چون انگیزه، رفتار را شکل میدهد.
درآمد از دو محل است: اسپرد روی حجم، و پوزیشن خالص در برابر مشتریان. هرچه حجم بیشتر باشد درآمد اسپرد بیشتر است، و هرچه مشتریان بیشتر زیان کنند، درآمد از محل دوم بیشتر.
یعنی دو انگیزه همزمان: تشویق به معامله بیشتر، و منفعت از زیان مشتری. در محیط رگولهشده، انگیزه دوم توسط نظارت مهار میشود. در محیط بدون نظارت، مهاری وجود ندارد.
درآمد فقط از اسپرد و کمیسیون است. سود یا زیان شما تفاوتی ندارد.
اما یک انگیزه باقی میماند: تشویق به معامله بیشتر. کارگزار انتقالی هم از حجم بالا سود میبرد، و این میتواند به تبلیغ اهرم بالا، ابزارهای پرنوسان و سبکهای پرتعداد منجر شود.
این تضاد منافع خفیفتر است اما وجود دارد. معامله بیشتر لزوماً به نفع شما نیست — بلکه اغلب برعکس.
در هر دو مدل، هیچ کارگزاری انگیزه ندارد که شما کمتر معامله کنید — حتی اگر کمتر معامله کردن دقیقاً همان چیزی باشد که به سودتان است.
این را بهعنوان اتهام نگویید، بهعنوان یک واقعیت ساختاری بپذیرید: در انتخاب تعداد و حجم معاملات، شما تنها کسی هستید که منافعش کاملاً با خودتان همراستاست. هیچ توصیهای از سمت کارگزار — درباره ابزار، سبک یا فراوانی معامله — از این سوگیری آزاد نیست.
چند باور رایج در این حوزه وجود دارد که دقیق نیستند.
این ادعا در مورد کارگزار بازارگردان از نظر فنی ممکن است — او سفارشهای معلق مشتریانش را میبیند. اما در عمل، دو نکته وجود دارد.
اول، حد ضررها معمولاً در نواحی قابل پیشبینی قرار میگیرند: زیر کفهای اخیر، بالای سقفها، روی اعداد رند. این نواحی برای همه بازار قابل حدساند، نه فقط برای کارگزار. حرکت قیمت به سمت این نواحی، پدیدهای واقعی در بازار است که ربطی به کارگزار خاصی ندارد.
دوم، در کارگزار رگولهشده، چنین رفتاری قابل کشف و جریمه است.
راه تشخیص: اگر حد ضرر شما با قیمتی فعال شد که در هیچ منبع مستقلی دیده نمیشود، این معنادار است. اگر با قیمتی فعال شد که در همه منابع وجود دارد، بازار آن را زده، نه کارگزار.
خیر. اسپرد نزدیک صفر همیشه با کمیسیون همراه است. هزینه واقعی مجموع هر دو است.
و نکته مهمتر: اسپرد تبلیغاتی «از ۰٫۰ پیپ» یعنی کمترین اسپرد در بهترین شرایط — معمولاً روی یک جفتارز خاص و در ساعت پرنقدینگی. اسپرد متوسط واقعی شما بهمراتب بیشتر خواهد بود.
برای معاملهگر پرتعداد با حجم بالا، معمولاً بله. برای معاملهگری که ماهی چند معامله انجام میدهد، کمیسیون ثابت ممکن است از صرفهجویی اسپرد بیشتر باشد.
محاسبه را برای رفتار واقعی خودتان انجام دهید، نه بر اساس توصیه کلی.
سادهانگارانهترین باور در این حوزه. بسیاری از بزرگترین و معتبرترین کارگزاران جهان، با مجوز درجهیک، مدل بازارگردانی دارند و دهههاست بدون مشکل عمل میکنند.
آنچه اهمیت دارد ترکیب مدل با سطح نظارت است، نه مدل بهتنهایی.

این پرسش پاسخ ثابتی ندارد و باید برای سبک خودتان محاسبه کنید.
در حساب بازارگردان (استاندارد): معمولاً کمیسیون ندارد اما اسپرد بالاتر است.
در حساب انتقالی: اسپرد نزدیک به صفر اما کمیسیون ثابت دارد.
روش محاسبه:
قاعده تقریبی: هرچه تعداد معاملات بیشتر و حجم بزرگتر، مدل انتقالی بهصرفهتر میشود. برای معاملهگر کمتعداد با حجم کوچک، حساب استاندارد معمولاً سادهتر و ارزانتر است.
و نکته مهم: اسپرد تبلیغاتی معمولاً کمترین اسپرد در بهترین شرایط است، نه اسپرد متوسط واقعی. برای محاسبه دقیق، اسپرد را در ساعات مختلف خودتان رصد کنید.
چون این موضوع مستقیماً به مدل کارگزار مربوط است، تفکیکش ضروری است.
روش عملی راستیآزمایی: حساب دموی یک کارگزار دوم داشته باشید — این کار عملاً رایگان است. در لحظههای مشکوک، از نمودار هر دو تصویر بگیرید. اگر آن قیمت در منبع دوم وجود نداشت، مستند ارزشمندی دارید.
این کار را پیش از آنکه به آن نیاز پیدا کنید انجام دهید. کسی که در لحظه ضرر تازه به فکر جمعآوری شواهد میافتد، معمولاً دیر رسیده است.
و یک روش کمی نظاممندتر: گزارش معاملات چند ماه اخیر را استخراج کنید و برای هر معامله، اختلاف میان قیمت درخواستی و قیمت اجرا را محاسبه کنید. سپس ببینید مجموع این اختلافها به سود شماست یا به زیانتان. در اجرای سالم، این مجموع باید نزدیک صفر باشد. انحراف مستمر و یکطرفه، دادهای است که با هیچ توضیحی توجیه نمیشود.
در ادبیات این صنعت، دو اصطلاح رایج است که درک آنها تصویر را کامل میکند.
A-Book: سفارش مشتری به بازار بیرونی منتقل میشود. کارگزار از کمیسیون و مارکآپ درآمد دارد.
B-Book: سفارش در داخل نگه داشته میشود و کارگزار طرف مقابل است.
نکتهای که کمتر گفته میشود: بیشتر کارگزاران هر دو را همزمان به کار میبرند و مشتریان را بر اساس معیارهایی دستهبندی میکنند.
کارگزاران معمولاً مشتریان سودده مستمر را به A-Book منتقل میکنند و بقیه را در B-Book نگه میدارند. منطقش ساده است: نگه داشتن پوزیشن در برابر معاملهگری که مستمراً سود میکند، برای کارگزار زیانده است.
معیارهای رایج دستهبندی:
این سازوکار دو پیامد دارد که ارزش دانستن دارند.
پیامد اول (مثبت): اگر معاملهگر سودده مستمری باشید، احتمال دارد بهطور خودکار به A-Book منتقل شوید — یعنی تضاد منافع برای شما عملاً برطرف میشود.
پیامد دوم (منفی): در همان زمان، شما در معرض بررسی بیشتری قرار میگیرید. اگر کارگزار در محیط بدون نظارت فعالیت کند، این توجه بیشتر میتواند به شکلهای ناخوشایندی بروز کند — از کاهش کیفیت اجرا تا استناد به بندهای عمومی قرارداد.
و دقیقاً به همین دلیل است که شکایتهای «مسدودسازی پس از سود» بیشتر درباره کارگزاران بدون نظارت جدی مطرح میشود، نه درباره مدل بازارگردانی بهطور کلی.

این فهرست را کتباً بفرستید و پاسخ کتبی بخواهید:
پرسش سوم و هفتم از همه مهمترند. اگر سبک معاملاتی شما پرتعداد است، تأییدیه کتبی مجاز بودن آن، دفاع شما در روزی است که ممکن است به بندهای عمومی استناد شود.
و پرسش دوم، آزمون خوبی برای سنجش شفافیت است. کارگزارانی که زیر نظارت جدی فعالیت میکنند، این سند را منتشر میکنند؛ پاسخ مبهم به این پرسش، خودش یک داده است.
در بسیاری از مطالب این حوزه، نتیجهگیری این است: «بازارگردان بد، انتقالی خوب.» این سادهسازی نادرست است.
چرا نادرست است؟
نتیجهگیری درست: آنچه اهمیت دارد، ترکیب مدل کسبوکار با سطح نظارت است.
و واقعیتی که برای مخاطب ایرانی باید صریح گفته شود: بیشتر کارگزارانی که رسماً به کاربران ایرانی خدمات میدهند، در دستههای سوم و چهارم قرار میگیرند. این را از ابتدا بدانید و رفتار مالیتان را متناسب تنظیم کنید. چارچوب کامل سطوح نظارت را در تفاوت ثبت شرکت با رگوله شدن آوردهایم.
مدل کسبوکار کارگزار، تعیین میکند که آیا منافع او با منافع شما همراستاست یا نه.
سه اصل را به خاطر بسپارید:
اول: مسئله «بازارگردانی» نیست — مسئله بازارگردانی بدون نظارت است. مدل بهتنهایی معنا ندارد؛ ترکیب مدل با سطح نظارت معنا دارد.
دوم: قابلاعتمادترین نشانه عملی، تقارن لغزش قیمت است. در اجرای سالم، لغزش گاهی به سود شماست. اگر همیشه یکطرفه بود، صرفنظر از ادعای کارگزار، نشانه هشدار است.
سوم: کدام مدل «بهتر» است به سبک شما بستگی دارد. برای سرمایه کم، بازارگردان معمولاً تنها گزینه عملی است. برای اسکالپر، انتقالی مناسبتر. برای سوئینگ، تفاوت کم است و هزینه اصلی سواپ است.
و در نهایت: مستقل از مدل، هزینه واقعی هر معامله را برای سبک خودتان محاسبه کنید — نه بر اساس عدد اسپرد تبلیغاتی. اسپرد تبلیغاتی معمولاً کمترین اسپرد در بهترین شرایط است، نه آنچه واقعاً میپردازید.
کار ما در بروکرچی در اختیار گذاشتن داده دقیق و پایش مستقل است؛ اما سنجش کیفیت اجرا در حساب خودتان — ثبت سوابق، بررسی تقارن لغزش، مقایسه با منبع مستقل — کاری است که فقط از شما برمیآید، و ارزشمندترین دادهای است که میتوانید درباره کارگزارتان داشته باشید.
در مدل بازارگردانی، خود کارگزار طرف مقابل معامله شماست — یعنی زیان شما درآمد اوست و سود شما هزینهاش. در مدل انتقالی، سفارش به تأمینکنندگان نقدینگی بیرونی منتقل میشود و کارگزار از اسپرد و کمیسیون درآمد کسب میکند، بنابراین سود یا زیان شما برایش تفاوتی ندارد.
خیر. بسیاری از معتبرترین کارگزاران جهان با مجوز درجهیک، مدل بازارگردانی دارند. مهمتر اینکه بدون این مدل، معامله با حجم بسیار کم برای معاملهگر خرد ممکن نبود، چون بازار بینبانکی سفارشهای کوچک را نمیپذیرد. مسئله بازارگردانی نیست — بازارگردانی بدون نظارت است.
با قطعیت نمیتوانید، اما چند نشانه وجود دارد: نوع مجوز ثبتشده در سامانه نظارتی (قابلاعتمادترین)، تقارن لغزش قیمت، رفتار اسپرد در زمان اخبار، نمایش عمق واقعی بازار، فراوانی ریکوت، و تفاوت اجرای حساب واقعی با دمو.
این ادعا معمولاً قابل راستیآزمایی نیست، مگر در حوزههایی که انتشار گزارش کیفیت اجرا الزامی است. واقعیت صنعت این است که مدل ترکیبی رایجترین حالت است: سفارشهای کوچک داخلی پردازش میشوند و سفارشهای بزرگ به بازار منتقل. بپرسید آیا سند سیاست اجرای سفارش در دسترس است.
بستگی به سبک شما دارد. سرمایه کم: بازارگردان معمولاً تنها گزینه عملی است چون حجمهای بسیار کوچک را میپذیرد. اسکالپر و پرتعداد: انتقالی مناسبتر، بهدلیل نبود تضاد منافع و اسپرد پایینتر. سوئینگ: تفاوت کم است و هزینه اصلی شما سواپ است، نه اسپرد.
برای معاملهگر کمتعداد با حجم کوچک، حساب استاندارد معمولاً سادهتر و ارزانتر است. هرچه تعداد معاملات بیشتر و حجم بزرگتر، مدل با اسپرد پایین و کمیسیون بهصرفهتر میشود. محاسبه را برای تعداد و حجم واقعی خودتان انجام دهید، نه بر اساس اسپرد تبلیغاتی.
این جدیترین نشانه هشدار است. در اجرای سالم، لغزش دوطرفه است — گاهی به سود شما و گاهی به زیانتان. اگر همیشه یکطرفه بود، بهویژه در شرایط آرام بازار و روی حسابهای سودده، الگو معنادار است. برای راستیآزمایی، حساب دموی یک کارگزار دوم داشته باشید و در لحظههای مشکوک از نمودار هر دو تصویر بگیرید.
A-Book یعنی سفارش به بازار بیرونی منتقل میشود و B-Book یعنی در داخل نگه داشته میشود. نکتهای که کمتر گفته میشود: بیشتر کارگزاران هر دو را همزمان به کار میبرند و مشتریان را دستهبندی میکنند — معمولاً معاملهگران سودده مستمر را به A-Book منتقل میکنند چون نگه داشتن پوزیشن در برابرشان زیانده است.
در کارگزار بازارگردان از نظر فنی ممکن است، اما دو نکته: اول، حد ضررها معمولاً در نواحی قابل پیشبینی قرار میگیرند (زیر کفها، بالای سقفها، اعداد رند) که برای کل بازار قابل حدساند نه فقط کارگزار. دوم، در کارگزار رگولهشده چنین رفتاری قابل کشف و جریمه است. راه تشخیص: اگر قیمتی که حد ضررتان را فعال کرده در هیچ منبع مستقلی دیده نمیشود، معنادار است؛ اگر در همه منابع هست، بازار آن را زده.
خیر. اسپرد نزدیک صفر همیشه با کمیسیون همراه است و هزینه واقعی مجموع هر دو است. همچنین «از ۰٫۰ پیپ» یعنی کمترین اسپرد در بهترین شرایط — معمولاً روی یک جفتارز خاص و در ساعت پرنقدینگی. اسپرد متوسط واقعی شما بهمراتب بیشتر خواهد بود.
یعنی کارگزار بازارگردان، سفارشهای خرید و فروش مشتریان مختلف را در برابر هم تسویه میکند و فقط پوزیشن خالص باقیمانده را در معرض ریسک قرار میدهد یا در بازار پوشش میدهد. به همین دلیل، کارگزار بزرگ بازارگردان در عمل بیشتر شبیه یک اتاق تسویه است تا یک شرطبند، و درآمد اصلیاش از اسپرد روی حجم بالاست.
یادآوری: مدل کسبوکار کارگزاران میتواند میان انواع حساب و شرکتهای گروه متفاوت باشد و تغییر کند؛ پیش از تصمیمگیری از منبع رسمی بررسی کنید. این مطلب توصیه سرمایهگذاری محسوب نمیشود.
راهنمای کامل ثبت نام در آلپاری: مدارک لازم، چهار تصمیمی که باید پیش از ثبتنام بگیرید، مرا
ادامه مطلب ←چارچوب کامل انتخاب بروکر فارکس: فیلترهای حذفی، معیارهای وزندار، تطبیق با سبک معاملاتی شما
ادامه مطلب ←چطور لغزش طبیعی بازار را از دستکاری تشخیص دهیم: معیار تقارن، انواع سفارش، پرخطرترین زمانه
ادامه مطلب ←شماره موبایل خود را وارد کنید تا کد تأیید پیامک شود.
کد پیامکشده به
با ورود، قوانین بروکرچی را میپذیرید.
نظرات کاربران
برای گذاشتنِ نظر ابتدا با موبایل وارد شوید.